تبليغاتX
انديشه برتر
گفتار نيك ... اندیشه نيك ... كردار نيك

 

ايران باستان

ایران باستان

http://www.iran-bastan.com

درود بر تمام بازديد كنندگان گرامي وبلاگ انديشه برتر                                                                    وبلاگ انديشه برتر از امروز تبديد به وب سايت ايران باستان شده است و در آدرس جديد در قالب يك سايت به فعاليت هاي خود ادامه خواهد داد. شايان زكر است كه اين وبلاگ از امروز ديگر بروزرساني نخواهد شد. از همه دوستان و بازديد كنندگان عزيز تقاضا دارم كه به آدرس جديد ما سر بزنيد.

                                                                        با سپاس مدير وبلاگ انديشه برتر

                                                                                        ۱۶/۲/۱۳۸۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:5  توسط مجتبي مبرز | 

بنام خداوند جان و خرد

گارد جاويدان

به سال 465 پيش از ميلاد در تخت جمشيد كه به تازگي تكميل شده بود سربازان تازه اي با يونيفورم ويژه و مسلح به نيزه و كمان و دشنه كمري (خنجري كه خميدگي و انحنا نداشت) و با نظم خاصي گام بر مي داشتند اين سربازان داراي قدي بلند و باريك اندام بودند. اين سربازان تازه مقدمه ايجاد يك واحد ويژه و ثابت ارتش ايران شدند. واحدي كه به دستور داريوش بزرگ تشكيل شد نام اين ارتش جديد را گارد جاويدان گذاشتند. سپاهي كه سربازانش پس از هر جنگ به خانه و كسب و كار خود باز نمي گشتند و در  سربازخانه به حالت آماده باش بسر مي بردند. افراد اين واحد منظما تمرين نظامي مي كردند و سازماني در جوار خود داشتند كه همواره در تلاش براي تهيه سلاحهاي تازه و يافتن تاكتيك هاي جديد و پيدا كردن راه مقابله با فنون نظامي ساير ملل بود. سازمان ديگري مهمات و تداركات و اسب اين واحد را تهيه مي كرد و گروهي هم بودند كه در سراسر ايران به جستجوي بهترين و شايسته ترين نوجوانان بودند كه بعد از آموزش هاي ويژه جذب اين واحد شوند. از نوجواني به آنها ياد مي دادند كه نبايد در جنگ عقب نشيني كنند و يا تسليم دشمن شوند. مرگ يا پيروزي.  تعداد سربازان اين واحد همواره ده هزار نفر بود ولي نيروي ذخيره بسيار زياد و آموزش ديده اي داشتند تا پس از جنگ ها و كشته يا زخمي شدن و يا مريض شدن سربازها آنها را جايگزين كنند تا همواره سربازان اين واحد ده هزار نفر باقي بمانند. سربازان اين گار به دو منظور تربيت شده بودند اول براي محافظت از پادشاه و پايتخت و دوم در جنگ هايي كه ارتش ايران به كمك نياز داشت اين واحد وارد جنگ مي شد و سرنوشت جنگ را تغيير مي داد. سربازان اين سپاه هم از ايراني هاي اصيل انتخاب شده بودند و در زمره شجاع ترين و وفادار ترين سربازها بودند. در اين واحد براي پرچم ( درفش كاوياني ) چنان ارزش زيادي قائل بودند كه در هر نبرد يك دسته 120 نفري مامور محافظت از پرچم تا پايان جنگ بودن و اين گونه بود كه حتي نام گارد جاويدان بر تن دشمنان ايران لرزه مي افكند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 0:32  توسط مجتبي مبرز | 

 بنام يزدان پاك

جشنهاي باستاني ايران 

ما فرزندهاي سرزمين پاك كوروش بزرگ بياييم به فرهنگ هاي باستاني و ريشه اي خود كه سرشار از شادي، جشن و سرور بود بيشتر بها دهيم فرهنگ و تمدني كه زماني سرآمد تمام تمدنهاي جهان بود ولي امروزه حتي ياد اين تمدن بزرگ هم در حال كمرنگ شدن است. پس همه ما ايراني هاي واقعي بياييم به دنيا نشان دهيم كه اينجا هنوز ايران است و ما هنوز ريشهاي كهن خود را فراموش نكرده ايم.  

                                                                                                                  ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 13:55  توسط مجتبي مبرز | 
                                       بنام يزدان پاك

همه ما بياييم به جاي اسم ها بيگانه بر روي فرزندان سرزمين پاك ايران اسم هاي زيباي پارسي بگذاريم.( لینک دانلود اسم های پارسی با فرمت Pdf )

           ليست نام هاي پسر                          ليست نام هاي دختر

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 16:41  توسط مجتبي مبرز | 

اوستای کهن

می‌ستاییم روان‌های مردان و زنان پیرو راستی را،

در هـر سـرزمینی که زاده شـده باشند.

مـردان و زنـانـی که بـرای پـیروزی آیـین راستی،

کوشیده‌اند، می‌کوشند و خواهند کوشید.

( لینک دانلود اوستای کهن با فرمت ‍Pdf )

ادامه مطلب   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 18:27  توسط مجتبي مبرز | 

       خداوندا اين كشور را از دشمن ، از خوشكسالي ، از دروغ محفوظ دار

اينک که من از دنيا مي روم بيست وپنج کشور جهان جزو امپراتوري ايران است و در تمام اين کشور ها احترام دارند و مردم کشور نيز در ايران داراي احترام مي باشند . جانشين من خشايار شاه بايد مثل من در حفظ اين کشور ها بکوشد و راه نگهداري کشورها اين است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد . اکنون که من از دنيا مي روم تو دوازده کرور خزانه سلطنتي داري و اين زر يکي از ارکان قدرت تو مي باشد زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت نيز هست . البته به خاطر داشته باش که تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي . من نمي کويم که در مواقع ضروري از آن برداشت نکن ، زيرا قاعده اين خزانه اين است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند اما در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان.مادرت آتوسابرمن حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم کن.ده سال است که من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را که با سنگ ساخته مي شود و به شکل استوانه اي است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود ، حشرات در آن بوجود نمي آيد و غله در اين انبارها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه دهي تا اينکه آذوقه دويا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينکه غله جديد به دست آمد از غله موجود در انبارها براي تأمين کسر خوار وبار استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوقه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود هرگز دوستان و نديمان خود را به کارهاي مملکتي نگمار و براي آنان همان مزيت دوست بودن با تو کافيست ، چون اگر دوستان و نديمان خود را براي کارهاي مملکتي بگماري به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني ، چون با تو دوست هستند و تو ناچاري رعايت دوستي بنمايي .همواره حامي کيش يزدان پرستي باش اما هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروي نمايند و پيوسته به خاطر داشته باش که هرکس بايد آزاد باشد که از هر کيش که ميل دارد پيروي نمايد.
بعد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم بدن من را بشوي و آنگاه کفني را که خود فراهم کرده ام بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که مي تواني وارد قبر شوي تا تابوت سنگي مرا ببيني و بفهمي که من پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر من بيست وپنج کشور سلطنت مي کردم ، مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد خواه پادشاه کشور باشد يا يک خار کن و هيچ کس در اين جهان باقي نمي ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت را ببيني غرور و خود خواهي بر تو غلبه نخواهد کرد اما وقتي مرگ خود را نزديک ديدي بگو قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگاه دارد تا اينکه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند . زنهار ، زنهار هرگز هم مدعي هم قاضي نشو اگر هم از کسي ادعايي داري موافقت کن يک قاضي به يک طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و راي صادر نمايد زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست بر ندار زيرا اگر دست از آباد کردن برداري کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است که وقتي کشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود . در آباد کردن؛ حفر قنات و احداث جاده و شهر سازي را در درجه اول اهميت قرار بده .عفو و سخاوت ، ولي عفو بايد موقعي بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگري خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ظلم کرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده ا ي .
بيش از اين چيزي نميگويم اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اينجا حاضر هستند، کردم. تا اينکه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را کرده ام و اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي کنم مرگم نزديک شده است .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 16:0  توسط مجتبي مبرز | 

میان ایران و توران سال ها جنگ و ستیز بود . در نبردی که میان افراسیاب تورانی و منوچهر شاهنشاه ایران در گرفت ، سپاه ایران در مازندران به تنگنا افتاد . عاقبت دو طرف به آشتی رضا دادند و برای آن که مرز دو کشور روشن شود و ستیز از میان بر خیزد پذیرفتند تا از مازندران تیری به جانب خاور پرتاب کنند ؛ هر جا تیر فرود آمد مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فرا تر نروند . تا در این گفت و گو بودند فرشته ی زمین اسفندارمذ ، پدیدار شد و فرمان داد تا تیر و کمان آورند و آرش را حاضر کنند . آرش در میان ایرانیان بزرگترین کمان دار بود و به نیروی بی مانندش تیر را از همه دورتر پرتاب می کرد . فرشته ی زمین به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند . آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد . پس برهنه شد و بدن خود را به شاهنشاه و سپاهیان نمود و گفت : ببینید که من تندرستم و نقصی در تن ندارم ، اما می دانم که چون تیر را از کمان رها کنم همه نیرویم با تیر از تنم بیرون خواهد رفت و جانم فدای ایران خواهد شد . آن گاه تیروکمان را برداشت و بر قله کوه دماوند بر آمد و به نیروی خداداد تیر را از شست رها کرد و خود بی جان بر زمین افتاد . هرمزد ، خدای بزرگ ، به فرشته باد فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد . تیر از بامداد تا نیم روز در آسمان می رفت و از کوه و دره و دشت می گذشت . نیم روز در کنار رود جیحون بر ریشه درخت گردوی که بزرگتر از آن در عالم نبود نشست . آنجا را مرز ایران و توران قرار دادن و هر سال به یاد آن روز جشن گرفتند . گویند جشن تیرگان که در میان ایرانیان باستان معمول بود از اینجا پدید آمد .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 14:40  توسط مجتبي مبرز | 

بله دوستان فرمان کورش کبیر پادشاه ایران بر روی منشوری گلی حک شد تا برای اینده گان بماند جالب است که هنوز هم همه کشورهای جهان موقع صحبت از حقوق بشر از جمله ( منشور حقوق بشر ) استفاده میکنند و منظور از منشور همین شکل زیر است که به شکل منشور ساخته شده

مطالب زیر دقیقا ترجمه مطالبی هست که ۲۷۰۰ سال پیش بر روی این منشور گلی حک شده است و در حال حاضر نیز در موزه لندن نگه داری میشود  پس بحث هر گونه تحریف و مبالغه ای منتفی است .

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان،نوه کوروش، شاه بزرگ،...، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ، شاه انشان... از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فراماروائی اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و]با دل خوش پادشاهی او را خواهانند.
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید،...، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. او بر من، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم، و همچنین بر کَس و کار [و، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من، برکت و مهربانی ارزانی داشت.

ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان « مردوک »، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند. همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس؟]، همه مردم سرزمین های دوردست، از چهارگوشه جهان، همه پادشاهان « آموری » و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [ پا هایم را بوسیدند]. از...، تا آشور و شوش.

من شهرهای « آگاده »، اشنونا، زمبان، متورنو، دیر، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود ــ از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که « نبونید »، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک «خدای بزرگ» و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد...
بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم،... [ قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند، چه بسا سخنان پُربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند، و به خدای من « مردوک » بگویند: کوروش شاه،پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه [نیز]...

اینک که به یاری «يزدا» تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و يزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و يزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال، تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد.

من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم.
من تا روزی که به یاری يزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از يزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهّداتی که نسبت به ملت های ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 21:55  توسط مجتبي مبرز | 
                                                                   

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 15:30  توسط مجتبي مبرز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر تارنامه
عناوین مطالب تارنامه
درباره تارنامه
چو ايران نباشد تن من مباد                          اينجا خاك اجداد من ايران من ... چرا بايد ويران بشه               كي گفته هر جا كه بري هوا همين رنگو داره ... هواي ايران منو كجاي اين دنيا داره                               اي مردم سرزمين كورش بزرگ بياييد يك بار ديگر براي بار آخر كمان آرش را برداريم و بر سر دشمنان اين سرزمين پاك فرود آييم

خبرنامه





Powered by WebGozar

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
امكانات ويژه تارنامه
دانلد موزيك
گالري عكس هاي ايران باستان
لوگوي وب سايت انديشه برتر
ایران باستان انديشه برتر
دوستان
--- ايران باستان - انديشه بر تر ---
دین زرتشت وایران سرزمین جاوید
کوروش بزرگ و سرزمین اهورایی
پاينده باد سرزمين كورش بزرگ
هر چيز را با خرد خود بسنجد
آقای جهان باید ایران باشد
تاريخ و فرهنگ ايران زمين
خبر رساني جبهه ملي
زرتشت و ايران باستان
انجمن ایرانیان باستان
به افتخار خاک و خون
کوروش کبیر پدر ایران
کوروش شاه شاهان
ايران سراي من
دانشجوي مبارز
پيام آور آريايي
سيمرغ آريايي
فرهنگ ايراني
مــزدشـــت
دالان تاريخ
گندم آواره
برترين نژاد
پاسارگاد
بشترنا
سرباز
ساعت و تاريخ
آمار بازديد
نظر سنجي

Google